جمال الدين محمد الخوانساري

322

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

كند بحاجت خود برسد بخلاف كسى كه سختگيرى كند كه غالب اينست كه بحاجت خود نرسد . 8563 من قعد عن طلب الدّنيا قامت اليه . هر كه بنشيند از طلب دنيا برخيزد دنيا بسوى أو ، يعنى برخيزد وبسوى أو آيد چنانكه اين مضمون مكرّر مذكور شد وبتجربه مشاهده مىشود . 8564 من كثر فكره في اللّذّات غلبت عليه . هر كه بسيار باشد فكر أو در لذّتها غالب شوند لذّتها بر أو ، يعنى پر در فكر وخيال لذّتها نبايد بود وخود را مشغول بايد ساخت از آن ، زيرا كه پر در فكر وخيال آنها بودن باعث اين مىشود كه آنها غلبه كنند بر اين كس ، وترك آنها نتواند كرد ، واين همان مضمون « من كثر فكره في المعاصي دعته إليها » است كه دو فقره قبل از اين مذكور شد . 8565 من شكرك من غير صنيعة فلا تأمن ذمّه من غير قطيعة . هر كه شكر كند ترا بىاحسانى پس أيمن مباش از مذمّت‌كردن أو بىبريدنى ، مراد اينست كه فريب چنين شكري نبايد خورد وبسبب آن اعتماد بر صاحب آن نبايد كرد ، كسى كه شكر تو كند بي اين كه احسانى باو كرده باشى يا هرزه در است « 1 » ويا شكر أو براي غرضى باشد وبر هر تقدير هيچ دور نيست كه گاهى مذمّت تو نيز كند بي اين كه ضرر وزيانى از تو باو رسيده باشد از راه هرزه درايى يا از براي غرضى ديگر ، شكري كه اعتمادي بر آن باشد شكريست كه كسى ترا كند بازاى احسانى كه باو كرده باشى . 8566 من أمرك باصلاح نفسك فهو أحقّ من تطيعه .

--> ( 1 ) در برهان قاطع گفته : « هرزه در آي كناية از پوچ‌گوى وهرزه‌گوى وياوه‌گوى باشد » .